عمومی ,

سلام
 با این که استقبال از پست قبلی (واکنش کیهان به یانگوم) چندان رضایت بخش نبود و اکثر خانم ها ترجیح دادند خلاصه ی مطلب رو از زبون خودم بشنوند اما همچنان از رو نرفتم و یه نقد دیگه از یه سریال دیگه رو براتون توی ادامه ی مطلب میذارم خواستید بخونیدش
 از الان گفته باشم خانم دهقان، خادم الحسینی، مومن زاده و ... من یکی دیگه براتون جریان رو تعریف نمی کنما حالا از من گفتن از شما نشنیدن در آخر باز هم بگم چند قسمت ازاین سریال رو بیشتر ندیدم اما در کل با نظر نویسنده ی این مطلب کاملا موافقم
 عیدتون پیشاپیش مبارک(E2A)
یا علی سیمای شیطان؛ شیطان سیما
این روزها ساعتی پس از آنکه بانگ الله اکبر بر سر گلدسته ها گل می کند؛ پیچ این جعبه جادوی خانه مان را که بچرخانیم. تبلیغ شیطان است برای رسیدن به خدا! البته شیطان، نه آن بازیگری است که نقش چند چهره خود را به نیکی ایفا می کند؛ بلکه شیطان آن نگرشی است که چنین مجموعه تلوزیونی را طرح می ریزد، تبلیغ می کند، تایید می کند و در نهایت پخش می نماید. چه آنکه شیطان یعنی جهل؛ و این جهل است که در «مجموعه اغما» موج می زند.
 شخصیت شیطان، آنچنان غلو شده است که گویی مسلط بر اراده انسان می گردد. هر یک از مومنین هم اگر بجای آن دکتر متدین بودند، اگر جوانی که از او سابقه تقوا در ذهن دارد، ظاهر می شد و کرامتی نشان میداد و عمل به ظاهر دین می نمود را می دیدند حتما سر به تمکین خم می کردند!
 اگر نبود این چند فتوای خود ساخته «الیاس» دیگر هیچ از عمل به دین کم نداشت. جالب تر آنکه این شیطان گویی از خدا با معرفت تر است! سربازان و دوستان خود را آنقدر دوست دارد که برایشان دکتر اجیر می کند، و سربازان او آنچنان صاحب کرامتند که در بیهوشی کامل، از چندین متخصص به هوش ترند. لکن در سویی دیگر خدا غافل از بنده خود است. شیطان جلوه می کند اما هیچ رسولی جلوه گر نمی شود.
 در طول این ایام هر روز منتظر بودم که این رویه خطا اصلاح شود اما نشد! حال اندیشه کنید با چه خیمه شب بازی قرار است در 4 روز، تبلیغ بیست و چند روزه برای شیطان محو شود؟ این شیطانی که بر آقایان مستولی شده است، شیطان کدام مکتب است؟ این سیمای کدام شیطان است که سیمای ما را به خود فریفته؟
 شیطان در مکتب ما
در باب شیطان، سخنی مهمتر از آنچه در نص هست، نیست. شیطان هیچ سلطه تکوینی و قهری بر انسان ندارد. و این در قرآن نیز به صراحت بیان گردیده است، ، و من از میان دهها آیه و صدها حدیث تنها به دو آیه اشاره می کنم:
1.سوره ابراهیم – آیه 22: وَقَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِیَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَكُمْ وَعْد

َ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِیَ عَلَیْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُكُمْ

فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلاَ تَلُومُونِی وَلُومُواْ أَنفُسَكُم مَّا أَنَاْ بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنتُمْ

بِمُصْرِخِیَّ إِنِّی كَفَرْتُ بِمَآ أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ

و شیطان [در قیامت] هنگامی كه كار [محاسبه بندگان] پایان یافته [به پیروانش] می گوید : یقیناً خدا [نسبت به برپایى قیامت ، حساب بندگان ، پاداش و عذاب] به شما وعده حق داد ، و من به شما وعده دادم [كه آنچه خدا وعده داده ، دروغ است، ولى می بینید كه وعده خدا تحقّق یافت] و [من]در وعده ام نسبت به شما وفا نكردم، مرا بر شما هیچ غلبه و تسلّطى نبود، فقط شما را دعوت كردم [به دعوتى دروغ و بى پایه] و شما هم [بدون اندیشه و دقت دعوتم را] پذیرفتید ، پس سرزنشم نكنید، بلكه خود را سرزنش كنید، نه من فریادرس شمایم، و نه شما فریادرس من، بى تردید من نسبت به شرك ورزى شما كه در دنیا درباره من داشتید [كه اطاعت از من را هم چون اطاعت خدا قرار دادید] بیزار و منكرم ; یقیناً براى ستمكاران عذابى دردناك است
 2.سوره اسراء – آیه 65: إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَى بِرَبِّكَ وَكِیلاً

یقیناً تو را بر بندگانم هیچ تسلّطى نیست، و كافى است كه پروردگارت نگهبان و كارساز [ آنان ]باشد

 . حال استنباط بفرمایید! آن شیطانی که در سیما نمایان شده است، آیا شیطان معرفی شده در مکتب اسلام است!؟ و مهمتر آیا، خدایی که هیچ نشانی از آن در این مجموعه دیده نمی شود، همان خدایی است که بیان میدارد برای هدایت بنده کافی است!؟ شیطانی که این روزها در سیما تبلیغ می شود، صاحب دهها کرامات و توان ماوراء الطبیعه است که نقشش در دعوت به دروغ خلاصه نمی شود، بلکه پیش بینی می کند، معجزه می کند، خرق عادت می کند و این همان مختصاتی است که پیامبران برای دعوت به دین داشته اند! کدام انسان عاقلی است که اگر زیر تیغ جراحی، مریضی در اغما با او صحبت کند، به عجز نرسد!؟ و مهمتر اینکه در برابر این ابلیس سراپا مسلح، چرا هیچ رسولی نیست که همدوش با او حق را افشا کند؟ کرامات خواص – خرافات عوام سخن آخر، که اصل حرف است را میخواهم به مختصر ترین وجه ممکن عرض کنم، و آن اینکه، تحصیل برخی کرامات توسط خواص قابل کتمان نیست. اما این کرامات استوار بر معرفت است که نام کرامات به خود می گیرد. تبلیغ بی معرفت و عوامانه آن در نزد مردمی نایکدست و از طیف های مختلف ترویج خرافات است نه کرامات. چون خرافه، همان کرامتی است که عوام معرفتی بر آن نداشته اند و در تعبیر و تعمیم آن به خطا رفته اند.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 مهر 1386 و ساعت 01:10 قبل از ظهر توسط ایوبی
ویرایش شده در تاریخ جمعه 20 مهر 1386 و ساعت 05:10 قبل از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو